هفت سین طنز
خانمی با همسرش گفت این چنین
کای وجودت مایه ی فخر زمین
ای که هستی همسری بس ایده ال
خواهشی دارم...مکن قال و مقال
هفت سین تازه ای خواهم ز تو
غیر خرج عید و غیر از رخت نو
سین یک،سیاره ای نامش پراید
تا برانم مث برق و مث باد
سین دوم سینه ریزی پرنگین
تا پرد هوش از سر عمه شهین
سین سوم یک سفر سوی فرنگ
سین چارم ساعتی شیک و قشنگ
تا که گویم هست سوغات فرنگ
سین پنجم سمع دستورات من
تا ببالم من به خود در انجمن
...
انگه ان بانو کمی اندیشه کرد
رندی و دوز و کلک را پیشه کرد
گفت با ناز و کرشمه ان عیال
من دو سین کم دارم ای نیکو خصال
...
گفت شویش من کنون یاری کنم
با عیال خویش همکاری کنم
سین ششم سنگ قبری بهر من
تا ز من عبرت بگیرد مرد و زن
سین هفتم سوره ی الحمد خوان
بعد مرگم بهر شوی بی زبان
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم اسفند ۱۳۹۰ ساعت 15:34 توسط دختر♥ ♡♥ ♡آفتاب
|
سلام بچه ها.مرسی که از وبم دیدن میکنین.