مفهوم ازدواج
شاگردی از استادش پرسید:عشق چیست؟
استاد در جواب گفت: به گندمزار برو و پربارترین خوشه را بیاور.اما در هنگام عبور از گندمزار به یاد داشته باش که نمیتوانی به عقب باز گردی.
شاگرد به گندمزار رفت و پس از مدتی طولانی برگشت.
استاد پرسید چه اوردی؟
شاگرد با حسرت گفت:هیچ!هرچه جلوتر میرفتم خوشه های پربارتری میدیدم و به امید پیدا کردن پر بارترین خوشه تا انتهای کندمزار رفتم...
استاد گفت:عشق یعنی همین....
شاگرد پرسید پس ازدواج یعنی چی؟
استاد گفت:به جنگل برو و بلندترین درخت رو بیار ولی به یاد داشته باش که این بار هم نمیتونی به عقب باز گردی!
شاگرد رفت و پس از مدت کوتاهی بازگشت با یک درخت...
استاد پرسید:چه شد؟
ـبه جنگل رفتم و اولین درخت بلندی را که دیدم انتخاب کردم.ترسیدم اگر باز هم جلوتر بروم باز هم دست خالی بازگردم....
نظر یادتون نره دوستان گلم
+ نوشته شده در دوشنبه دوم آبان ۱۳۹۰ ساعت 19:35 توسط دختر♥ ♡♥ ♡آفتاب
|
سلام بچه ها.مرسی که از وبم دیدن میکنین.