شرط عشق
دختر جوانی چند روز قبل از عروسیش آبله سختی گرفت و بستری شد.
نامزدش به عیادتش رفت و در میان صحبت هایش از درد چشم خود نالید...
بیماری زن شدت گرفت و آبله تمامی صورتش را پوشاند.مرد جوان عصازنان به عیادت نامزدش می رفت و از درد چشم مینالید.
موعد عروسی فرا رسید.زن نگران صورتش بود و شوهر هکم که کور شده بود.![]()
مردم میگفتند:چه خوب.عروس نازیبا همان بهتر که شوهرش نابینا باشد.......
۲۰سال بعد از ازدواج زن از دنیا رفت.مرد عصایش را کنار گذاشت و چشمانش را گشود.همه تعجب کردند....
مرد گفت:
من کاری جز شرط عشق به جا نیاوردم
چه مرد خوووووووووووووووووووووووووووووبی بود.نه؟
نظر شما چیه؟
+ نوشته شده در جمعه چهارم شهریور ۱۳۹۰ ساعت 12:32 توسط دختر♥ ♡♥ ♡آفتاب
|
سلام بچه ها.مرسی که از وبم دیدن میکنین.